مسافران شهرعشق
هرکه به دنیاامد ازاهل فنا خواهد بود انکه پاینده وباقیست خدا خواهد بود
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط mosafer | نظرات ()


ورود به نسیم چت







نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1391 توسط نسیم | نظرات ()

باران، قصیده واری،

- غمناك -

آغاز كرده بود.

***

می خواند و باز می خواند،

بغض هزار ساله ی درونش را

انگار می گشود

اندوه زاست زاری خاموش!

ناگفتنی است...

این همه غم؟!

ناشنیدنی است!

***

پرسیدم این نوای حزین در عزای كیست؟

گفتند: اگر تو نیز،

از اوج بنگری

خواهی هزار بار از اوج تلخ تر گریست!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط نسیم | نظرات ()

چگونه ماهی خود را به آب می سپرد !

به دست موج خیالت سپرده ام جان را .

فضای یاد تو، در ذهن من، چو دریائی است؛

بر آن شكفته هزاران هزار نیلوفر .

درین بهشت برین، چون نسیم می گذرم،

چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را ؟




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط نسیم | نظرات ()

نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون می رود فریاد امواج .

چراغی داشتم، كردند خاموش،

خروشی داشتم، كردند تاراج ...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()

شب تاریك و « بیم موج » و گردابی چنین هائل

كجا دانند حال ما « سبكباران ساحل ها »

((حافظ ))

***

در آن شب تاریك وآن گرداب هول انگیز،

حافظ را

تشویش توفان بود و « بیم موج » دریا بود !

ما، اینك از اعماق آن گرداب،

از ژرفای آن غرقاب،

چنگال توفان بر گلو،

هر دم نهنگی روبرو،

هر لحظه در چاهی فرو،

تن پاره پاره، نیمه جان، در موج ها آویخته،

در چنبر این هشت پایان دغل، خون از سراپا ریخته،

***

صد كوه موج از سر گذشته، سخت سر كشته،

با ماتم این كشتی بی ناخدای بخت برگشته،

هر چند، امید رهائی مرده در دل ها؛

سر می دهیم این آخرین فریاد درد آلود را :

- ((  ... آه، ای سبكباران ساحل ها ... ! ))




نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()
سادگی را دوست دارم چون با صداقت است هیچ دروغی درآن راه نداردمانندکودکی است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه میکند وبا معصومیت اش هزاران حرف به دنیا میزند
 
زندگی کتابی است پرماجرا ، هیچگاه آنرا به خاطر یک ورقش دور مینداز
 
 
بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته كفشی كه لگدمالش می‌كند را هم خوش بو می‌كند
 
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتی اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()

سنگ قبر من بنویسـید خسته بود اهــل زمین نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنویسید

شیشه بود تـنها از این نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاك بود چشمان او

كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته

بود بر سنگ قبر من بنویســــــید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()

اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه

فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه

فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس

بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()


پاسخهای جالب این دانش اموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد. سوال ها و جوابها را بخوانید.
ANSWERS OF A BRILLIANT STUDENT WHO OBTAINED 0 But I would have given him 100


Q1. In which battle did Napoleon die?
his last battle

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش



Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
at the bottom of the page

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه



Q3. How can u drop a raw egg onto a concrete floor without cracking it?

*
Concrete floors are very hard to crack
.
چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد


Q4. What is the main reason for divorce
?
marriage

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج



Q5. What is the main reason for failure?
exams

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات



Q6. What can you never eat for breakfast?
Lunch & dinner

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام



Q7. What looks like half an apple?
The other half

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب



Q8. If you throw a red stone into the blue sea what it will become?
it will simply become wet

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد



Q9. How can a man go eight days without sleeping ?

No problem, he sleeps at night
.
یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد



Q10. How can you lift an elephant with one hand
?
You will never find an elephant that has only one hand
..
چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد



Q11. If you had three apples and four oranges in one hand and four apple

and three oranges in other hand, what would you have ?
Very large hands

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ



Q12. If it took eight men ten hours to build a wall, how long would it take four men to build it?
No time at all, the wall is already built
.
اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچی چون قبلا دیوار ساخته شده بود !



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()

www.fun.downloadaneh.com | داستان زیبا و پند آموز ازدواج الاغ با آهو  ـ فان دانلودانه
 
 
آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
 
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()

سر از دریا برون آورد خورشید

چو گل، بر سینه دریا، درخشید

شراری داشت، بر شعر من آویخت

فروغی داشت، بر روی تو بخشید !




نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391 توسط نسیم | نظرات ()
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
  امیدوارم حیوانی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
  بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط نسیم | نظرات ()
جملگی در حكم سه پروانه ایم

در جهان عاشقان، افسانه ایم

اولی خود را به شمع نزدیك كرد

گفت: آری من یافتم معنای عشق

دومی نزدیك شعله بال زد

گفت: حال، من سوختم در سوز عشق

سومی خود داخل آتش فكند

آری آری این بود معنای عشق ...




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1391 توسط نسیم | نظرات ()
عبور تو از حوالی چشم های من

تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود

چراکه من

همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط نسیم | نظرات ()

چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین

کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391 توسط نسیم | نظرات ()
میدانم نمی شود معنا کرد ...


زندگی زیباست اگرچه سخت است

جاده ای است هموار اگرچه پرپیچ و خم است

دفتری است کوچک اگرچه پر معناست

آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانی

خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست

و

در آخر ...

دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد.




(تعداد کل صفحات:65)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به گروه نسیم چت می باشدامیدوارم لحظات خوشی را در این مکان سپری نمایید
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
من میگم چرا ما تسلیم زندگی بشیم اون باید تسلیم ما بشه ولی چطوری؟






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به گروه نسیم چت می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ