نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط mosafer | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
I'm standing in the station,
در ایستگاه قطار ایستادم
I am waiting for a train,
منتظر رسیدن قطارم
To take me to the border,
تا من رو به لب مرز ببره
And my loved one far away,
جایی که تنها عشقم در زندگی اونجا منتظرم ایستاده
I watched a bunch of soldiers heading for the war,
تعداد زیادی سرباز رو می بینم که برای جنگ به خط شدن
I could hardly even bear to see them go;
به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم
Rolling through the countryside,
به طرف حومه شهر در حرکت بودیم
Tears are in my eyes,
چشمام پر از اشک شده بودن
We're coming to the borderline,
داشتیم به مرز می رسیدیم
I'm ready with my lies,
دروغهایی که باید بهش بگم رو آماده کردم
And in the early morning rain, I see her there,
و در آن باران صبحگاهی، اون رو اونجا دیدم
And I know I'll have to say goodbye again;
و میدونستم که باید دوباره بهش بگم "خدا نگهدار!". . .
And it's breaking my heart, I know what I must do,
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,
نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی
Walking past the border guards,
گارد مرزی رو رد می کنم
Reaching for her hand,
دستاش رو در دستام گرفتم
Showing no emotion,
ولی هیچ احساسی نشون ندادیم
I want to break into a run,
دوست داشتم پا به فرار بذارم
But these are only boys, and I will never know,
ولی اینا یه مشت بچه هستن، و هرگز نخواهم فهمید
How men can see the wisdom in a war...
چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!. . .
And it's breaking my heart, I know what I must do,
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,
نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی
No borderline, no borderline...
هیچ مرزی، هیچ مرزی
در ایستگاه قطار ایستادم
I am waiting for a train,
منتظر رسیدن قطارم
To take me to the border,
تا من رو به لب مرز ببره
And my loved one far away,
جایی که تنها عشقم در زندگی اونجا منتظرم ایستاده
I watched a bunch of soldiers heading for the war,
تعداد زیادی سرباز رو می بینم که برای جنگ به خط شدن
I could hardly even bear to see them go;
به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم
Rolling through the countryside,
به طرف حومه شهر در حرکت بودیم
Tears are in my eyes,
چشمام پر از اشک شده بودن
We're coming to the borderline,
داشتیم به مرز می رسیدیم
I'm ready with my lies,
دروغهایی که باید بهش بگم رو آماده کردم
And in the early morning rain, I see her there,
و در آن باران صبحگاهی، اون رو اونجا دیدم
And I know I'll have to say goodbye again;
و میدونستم که باید دوباره بهش بگم "خدا نگهدار!". . .
And it's breaking my heart, I know what I must do,
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,
نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی
Walking past the border guards,
گارد مرزی رو رد می کنم
Reaching for her hand,
دستاش رو در دستام گرفتم
Showing no emotion,
ولی هیچ احساسی نشون ندادیم
I want to break into a run,
دوست داشتم پا به فرار بذارم
But these are only boys, and I will never know,
ولی اینا یه مشت بچه هستن، و هرگز نخواهم فهمید
How men can see the wisdom in a war...
چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!. . .
And it's breaking my heart, I know what I must do,
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,
نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی
No borderline, no borderline...
هیچ مرزی، هیچ مرزی
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
دؤزموشم او قدر هیجرانه ، دؤزومدن کوسموشم
اوزموشم امید وصلیندن ، اوزومدن کوسموشم
اویموشام ایللر بو ظاهربین گؤزون فیتواسینه
ایری لر دوز گؤزموشم از بس ، گؤزومدن کوسموشم
گؤرموشم چون مصلحت چنگینده ، طبعیم رام اولور
ائلدن ایلهام آلدیغیم شیرین سؤزومدن کوسموشم
تکجه عاصم سؤنمه ییر سینه مدن عشقین آتشی
سانما بئش گونلوک سمندر تک کؤزومدن کوسموشم
ترجمه شعر به فارسی
اوزموشم امید وصلیندن ، اوزومدن کوسموشم
اویموشام ایللر بو ظاهربین گؤزون فیتواسینه
ایری لر دوز گؤزموشم از بس ، گؤزومدن کوسموشم
گؤرموشم چون مصلحت چنگینده ، طبعیم رام اولور
ائلدن ایلهام آلدیغیم شیرین سؤزومدن کوسموشم
تکجه عاصم سؤنمه ییر سینه مدن عشقین آتشی
سانما بئش گونلوک سمندر تک کؤزومدن کوسموشم
ترجمه شعر به فارسی

قهر کردم آنقدر به دوری صبر کردم که با صبر قهر کردم
در از امید وصلت کندم و با وصل قهر کردم
سالهاست که فریب این چشم ظاهربین را خوردم
از بس کجی ها را راست دیدم که با چشمم قهرکردم
چون دیدم که طبعم به چنگ مصلحت رام می شود
با زبانم که از ایلم الهام گرفته ام ، قهر کردم
نه تنها « عاصم» آتش عشقی که در سینه دارم خاموش نمی شود
فکر نکن همچون سمندر چند روزه با خاکسترم قهر کردم
در از امید وصلت کندم و با وصل قهر کردم
سالهاست که فریب این چشم ظاهربین را خوردم
از بس کجی ها را راست دیدم که با چشمم قهرکردم
چون دیدم که طبعم به چنگ مصلحت رام می شود
با زبانم که از ایلم الهام گرفته ام ، قهر کردم
نه تنها « عاصم» آتش عشقی که در سینه دارم خاموش نمی شود
فکر نکن همچون سمندر چند روزه با خاکسترم قهر کردم
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
پروردگارا : آرامش را همچون دانه های برف
آرام و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار
.
.
.
دارد برف می آید،در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف از شوق حضورت بهار را لمس کند
.
.
.
داره برف میاد،به آسمون نگاه کن هر وقت برف سیاه بارید بهم خبر بده،اون موقع من دیگه دوستت ندارم
.
.
.
* *** * **
* ** * *
اینا برفارو فرستادم تا باهاش واسه خودت یه آدم برفی بسازی تا این روزا تنها نباشی!
.
.
.
. * ./۰۰. *.
. * (‘_’) * .
* . ( : ) . *
. *( : )* .
ببین چه آدم برفی نازی درست کردم!
با این که خیلی دوستش دارم،مال تو!
.
.
.
داره برف میاد،بیا تو قلبم سرما نخوری!
.
.
.
شنیدی توی تهران بابا نوئل رو دستگیر کردن؟
چون شلوارش توی چکمه هاش بوده!!!
.
.
.
زمستان بهانه است برف از آسمون خسته میشه!
پاییز بهانه است برگ از درخت خسته میشه!
اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ میشه!
.
.
.
الا ای برف!
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!
.
.
.
سوزی که برف داره،بارون نداره/معرفتی که تو داری،هیچ کس نداره!
.
.
.
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دلگرم میکنه
.
.
.
امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه
روزای زمستونیت قشنگ
.
.
.
امسال زمستون خیلی قشنگه چون با تو آغاز میشه!با تو نیستم با کفشمم
.
.
.
یه گاز از دماغت میدی؟
(از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی)
.
.
.
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!
لحن بعضی ها زمستونیه!
.
.
.
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت/میتوان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف/سخت محتاج به گرمای توام
دنبالک ها: اسمس - عاشقونه،
آرام و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار
.
.
.
دارد برف می آید،در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف از شوق حضورت بهار را لمس کند
.
.
.
داره برف میاد،به آسمون نگاه کن هر وقت برف سیاه بارید بهم خبر بده،اون موقع من دیگه دوستت ندارم
.
.
.
* *** * **
* ** * *
اینا برفارو فرستادم تا باهاش واسه خودت یه آدم برفی بسازی تا این روزا تنها نباشی!
.
.
.
. * ./۰۰. *.
. * (‘_’) * .
* . ( : ) . *
. *( : )* .
ببین چه آدم برفی نازی درست کردم!
با این که خیلی دوستش دارم،مال تو!
.
.
.
داره برف میاد،بیا تو قلبم سرما نخوری!
.
.
.
شنیدی توی تهران بابا نوئل رو دستگیر کردن؟
چون شلوارش توی چکمه هاش بوده!!!
.
.
.
زمستان بهانه است برف از آسمون خسته میشه!
پاییز بهانه است برگ از درخت خسته میشه!
اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ میشه!
.
.
.
الا ای برف!
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!
.
.
.
سوزی که برف داره،بارون نداره/معرفتی که تو داری،هیچ کس نداره!
.
.
.
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دلگرم میکنه
.
.
.
امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه
روزای زمستونیت قشنگ
.
.
.
امسال زمستون خیلی قشنگه چون با تو آغاز میشه!با تو نیستم با کفشمم
.
.
.
یه گاز از دماغت میدی؟
(از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی)
.
.
.
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!
لحن بعضی ها زمستونیه!
.
.
.
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت/میتوان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف/سخت محتاج به گرمای توام
دنبالک ها: اسمس - عاشقونه،
خداحافظ ای قصه ای عاشقانه . خدا حافظ ای آبی روشن دل. خداحافظ ای عطر شعر شبانه .خداحافظ
ای همنشین همیشه. خداحافظ ای داغ بر دل نشسته توتنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می
سپارم به دل های خسته....
******************************************************************
پرستوها چرا پرواز کردید ،جدایی را شما آغاز کردید،خوشا آنانکه دلداری ندارند،به عشق و عاشقی کاری
ندارند،خداحافظ برای تو راهیی، برای من فقط درد جدایی فخداحافظ برای تو چه آسان ،ولی قلبم ز وازه
اش چه سوزان (خداحافظ)
************************************************************************
خداحافظ طلوعم، خداحافظ غروبم ، خداحافظ تو ای تنها امیدم، خداحافظ تو ای تناه امیدم...
************************************************************************
خداحافظ عزیزم اما نمیشه باورم ، توی چشمام نگاه نکنی این لحظه های آخرم آخه چطور دلم میاد
،چشماتو گریون ببینم...
************************************************************************
میرم ولی اینو بدون ،چشم انتظارت میشینم،میرم ولی گریه نکن،نزار از عشقت بمیرم ،اگر تو اوج بی
کسی ،با عکست آروم بگیرم...
************************************************************************
میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوست داره ،یکی که از دوری تو سربه بیابون میزنه،خدانگهدار عزیزم
،خدانگهدار عزیزم ،دارم میرم از این دیار ،اینجا کسی منو نمیخواست تو هم منو تنها بذار...
*************************************************************************
پایان راه کاملا پیداست !می دهم قابش کنند.کنایه هایت را به رسم یادگاری وبه همان دیوار میاویزمش
!جای همون دستخط تماشای.خداحافظ....
ای همنشین همیشه. خداحافظ ای داغ بر دل نشسته توتنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می
سپارم به دل های خسته....

******************************************************************
پرستوها چرا پرواز کردید ،جدایی را شما آغاز کردید،خوشا آنانکه دلداری ندارند،به عشق و عاشقی کاری
ندارند،خداحافظ برای تو راهیی، برای من فقط درد جدایی فخداحافظ برای تو چه آسان ،ولی قلبم ز وازه
اش چه سوزان (خداحافظ)

************************************************************************
خداحافظ طلوعم، خداحافظ غروبم ، خداحافظ تو ای تنها امیدم، خداحافظ تو ای تناه امیدم...
************************************************************************
خداحافظ عزیزم اما نمیشه باورم ، توی چشمام نگاه نکنی این لحظه های آخرم آخه چطور دلم میاد
،چشماتو گریون ببینم...
************************************************************************
میرم ولی اینو بدون ،چشم انتظارت میشینم،میرم ولی گریه نکن،نزار از عشقت بمیرم ،اگر تو اوج بی
کسی ،با عکست آروم بگیرم...
************************************************************************
میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوست داره ،یکی که از دوری تو سربه بیابون میزنه،خدانگهدار عزیزم
،خدانگهدار عزیزم ،دارم میرم از این دیار ،اینجا کسی منو نمیخواست تو هم منو تنها بذار...
*************************************************************************
پایان راه کاملا پیداست !می دهم قابش کنند.کنایه هایت را به رسم یادگاری وبه همان دیوار میاویزمش
!جای همون دستخط تماشای.خداحافظ....
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
دلم می خواهد به آسمانها پر بکشم و یک پرواز رویایی را سر دهم
دلم می خواهد بال و پری داشته باشم تا بتوانم با بهترین پرواز به بالاترین اوج آسمانی برسم در نهایت دوست دارم وجود او را به بهترین نحو در خود احساس کنم
می خواهم او را ببینم و در راه او باشم و هرجا که می روم او را بیابم .
ای بهترین بال و پر دهنده ای زیباترین ای مهربان ترین مهربانان ای که تپش لحظه به لحظه ام وابسته به توست بی نها یت دوستت دارم
خدایا در هر لحظه کنارم باش و تنهایم نگذار...
دلم می خواهد بال و پری داشته باشم تا بتوانم با بهترین پرواز به بالاترین اوج آسمانی برسم در نهایت دوست دارم وجود او را به بهترین نحو در خود احساس کنم
می خواهم او را ببینم و در راه او باشم و هرجا که می روم او را بیابم .
ای بهترین بال و پر دهنده ای زیباترین ای مهربان ترین مهربانان ای که تپش لحظه به لحظه ام وابسته به توست بی نها یت دوستت دارم
خدایا در هر لحظه کنارم باش و تنهایم نگذار...
دنبالک ها: عاشقونه - اسمس - عارفونه،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
خدایا...دهانم را بو کن
...ببین...
بوی سیب نمیدهد
من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند
میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟
میدانی محکوم بودن چقدر سخت است؟
وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟
میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟
میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند
نمیدانی
تو که حوا نداشته ای هیچ وقت
ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام
این آدم را ببر پیش خودت! خسته ام از زندگی
...دهانم را بو کن
...ببین...
بوی سیب نمیدهد
... خسته ام از تو....
خدایا خیلی ازت دلخورم
دنبالک ها: عاشقونه- عارفونه - اسمس،
...ببین...
بوی سیب نمیدهد
من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند
میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟
میدانی محکوم بودن چقدر سخت است؟
وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟
میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟
میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند
نمیدانی
تو که حوا نداشته ای هیچ وقت
ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام
این آدم را ببر پیش خودت! خسته ام از زندگی
...دهانم را بو کن
...ببین...
بوی سیب نمیدهد
... خسته ام از تو....
خدایا خیلی ازت دلخورم
دنبالک ها: عاشقونه- عارفونه - اسمس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 بهمن 1390 توسط نسیم | نظرات ()
[قصه ی عشقی که میگم،عشق لیلای مجنونه
با یه روایت دیگه لیلی جای مجنونه
مجنون سر عقل اومده،شده آقای این خونه
تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه
اما لیلی بی مجنونش دق میکنه می میره
با یه اخم کوچیک اون دلش ماتم میگیره
میگه باید بسازه و این مثله یه دستوره
همین یه راه مونده واسش چون عاشقه مجبوره
عاقبت لیلیه ما مثه گلهای گلخونه
تو قاب سرد و شیشه ای پژمرده و دلخونه
حکایت عشق اونا مثه برف زمستونه
اومدنش خیلی قشنگ،آب کردنش آسونه
قلب تو خالی از عشقو بی روحو سوتو کوره
عاشق کشی مرامته،نگات سرده و مغروره
عشقو ببین توی چشاش از کینه ی تو دوره
یه کاری کن توهم براش چرا عاشقیتم زوره؟
زوره،عشقه تو زوره،احساس همیشه کوره
هر جا خودخواهی باشه،انصاف از اونجا دوره!
با یه روایت دیگه لیلی جای مجنونه
مجنون سر عقل اومده،شده آقای این خونه
تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه
اما لیلی بی مجنونش دق میکنه می میره
با یه اخم کوچیک اون دلش ماتم میگیره
میگه باید بسازه و این مثله یه دستوره
همین یه راه مونده واسش چون عاشقه مجبوره
عاقبت لیلیه ما مثه گلهای گلخونه
تو قاب سرد و شیشه ای پژمرده و دلخونه
حکایت عشق اونا مثه برف زمستونه
اومدنش خیلی قشنگ،آب کردنش آسونه
قلب تو خالی از عشقو بی روحو سوتو کوره
عاشق کشی مرامته،نگات سرده و مغروره
عشقو ببین توی چشاش از کینه ی تو دوره
یه کاری کن توهم براش چرا عاشقیتم زوره؟
زوره،عشقه تو زوره،احساس همیشه کوره
هر جا خودخواهی باشه،انصاف از اونجا دوره!
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط نسیم | نظرات ()
پسری تنها،عاشق و دل شکسته ام
ازغم و جور و جفای این زمونه خسته ام
پسری تنها،عاشق و اندکی صبور
حافظ شکسته هایی از جنس قلب و غرور
پسری زخم خورده از عمق درون
همنشین خلأ محبت و خود خزون
با اشکهایم تنها، با خنده بیگانه ام
آن باغ سر سبز قدیمی ، که از ریشه ویرانه م
پی رو اشکم تا روزنه ی امید
چشم را نمی خواهم بهرآن پرتو دید
پسری تنها وخجالت زده در چادر وهم
کی داشتم در سرزمین دوستی،یک تکه سهم
تشنه ی پرتو یک قطره ی کوچک مهر
به کمرنگترینش راضی ام، نه به رنگ سپهر
پسری تنهایم در شلوغی سکوت
آشنا با کل کلماتی چون سکوت
ورقی یافته ام تا که شاید روی آن
بنویسم یا بپرسم از احوال عاشقان
پسری سوخته دل و خام زمانم
سر نوشتم دست تاریخ و خودم پابند مکانم
ورقی خواهم زد بر دفترعشقم
نگران پریدن یا نشستن کفتر عشقم
ازغم و جور و جفای این زمونه خسته ام
پسری تنها،عاشق و اندکی صبور
حافظ شکسته هایی از جنس قلب و غرور
پسری زخم خورده از عمق درون
همنشین خلأ محبت و خود خزون
با اشکهایم تنها، با خنده بیگانه ام
آن باغ سر سبز قدیمی ، که از ریشه ویرانه م
پی رو اشکم تا روزنه ی امید
چشم را نمی خواهم بهرآن پرتو دید
پسری تنها وخجالت زده در چادر وهم
کی داشتم در سرزمین دوستی،یک تکه سهم
تشنه ی پرتو یک قطره ی کوچک مهر
به کمرنگترینش راضی ام، نه به رنگ سپهر
پسری تنهایم در شلوغی سکوت
آشنا با کل کلماتی چون سکوت
ورقی یافته ام تا که شاید روی آن
بنویسم یا بپرسم از احوال عاشقان
پسری سوخته دل و خام زمانم
سر نوشتم دست تاریخ و خودم پابند مکانم
ورقی خواهم زد بر دفترعشقم
نگران پریدن یا نشستن کفتر عشقم
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کُند مادرِ تو با من جنگ
هر کُجا بیندم از دور کُند
چهره پر چین و جبین پُر آژنگ
با نگاهِ غضب آلود زند
بر دلِ نازکِ من تیرِ خدنگ
مادرِ سنگدلت تا زندهست
شهد در کامِ من و توست شَرنگ
نشوم یکدل و یکرنگ تو را
تا نسازی دلِ او از خون رنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی
باید این ساعت بیخوف و درنگ
روی و سینۀ تنگش بدری
دل برون آری از آن سینۀ تنگ
گرم و خونین به منش باز آری
تا بَرد ز آینۀ قلبم زنگ
عاشقِ بیخرد ناهنجار
نه، بل آن فاسقِ بیعصمت و ننگ
حُرمتِ مادری از یاد ببُرد
خیره از باده و دیوانه ز بنگ
رفت و مادر را افکند به خاک
سینه بدرید و دل آورد به چنگ
قصدِ سرمنزلِ معشوق نمود
دلِ مادر به کفش چون نارنگ
از قضا خورد دمِ در به زمین
و اندکی سُوده شد او را آرنگ
وان دل گرم که جان داشت هنوز
اوفتاد از کف آن بیفرهنگ
از زمین باز چو برخاست نمود
پی برداشتن آن آهنگ
دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ:
«آه دست پسرم یافت خراش
آه پای پسرم خورد به سنگ»
برچسب ها: عاشقونه - عارفونه -اسمس،
که کُند مادرِ تو با من جنگ
هر کُجا بیندم از دور کُند
چهره پر چین و جبین پُر آژنگ
با نگاهِ غضب آلود زند
بر دلِ نازکِ من تیرِ خدنگ
مادرِ سنگدلت تا زندهست
شهد در کامِ من و توست شَرنگ
نشوم یکدل و یکرنگ تو را
تا نسازی دلِ او از خون رنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی
باید این ساعت بیخوف و درنگ
روی و سینۀ تنگش بدری
دل برون آری از آن سینۀ تنگ
گرم و خونین به منش باز آری
تا بَرد ز آینۀ قلبم زنگ
عاشقِ بیخرد ناهنجار
نه، بل آن فاسقِ بیعصمت و ننگ
حُرمتِ مادری از یاد ببُرد
خیره از باده و دیوانه ز بنگ
رفت و مادر را افکند به خاک
سینه بدرید و دل آورد به چنگ
قصدِ سرمنزلِ معشوق نمود
دلِ مادر به کفش چون نارنگ
از قضا خورد دمِ در به زمین
و اندکی سُوده شد او را آرنگ
وان دل گرم که جان داشت هنوز
اوفتاد از کف آن بیفرهنگ
از زمین باز چو برخاست نمود
پی برداشتن آن آهنگ
دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ:
«آه دست پسرم یافت خراش
آه پای پسرم خورد به سنگ»
برچسب ها: عاشقونه - عارفونه -اسمس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 دی 1390 توسط نسیم | نظرات ()
ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست / گوش کن نبض دلم ، زمزمه اش با تو یکیست
.
.
.
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی می شد
.
.
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
.
.
.
زمستون رسید ، سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم
.
.خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن / دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن .
.
.
.
برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش .
.
.
اس ام اس عاشقانه
.
هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !
.
.
.
زیبایی ها را چشم می بیند و مهربانی ها را دل ! چشم فراموش می کند اما دل هرگز ! پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد .
.
.
.
دلتنگم ! اما تو را طلب نمیکنم ، نه اینکه بی نیازم ، صبورم !
.
.......................................
در زمینی که ضمیر من و توست ، از نخستین دیدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هاییست که می افشانیم ، برگ و باری است که می رویانیم ، آب و خورشید و نسیمش “مهر” است .
.
.....................................................
.
دستهایت ؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمی بینم . . .
..........................................
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهن ربا داری
.
......................................................
عشق تو همچون افقی بی انتهاست
قلب من خالی ز هر رنگ و ریاست
زندگی با آرزو ها روبروست
با تو بودن از برایم آرزوست
..........................................
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش میکشم عدل مگر نه آن است که هر چیز در جای خودش قرار بگیرد ؟!
....................................
.
.دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
تو را می خواهم و اینها بهانه ست
.
.
عشقو باید باورکرد . . .
بوسه رو باید حس کرد . . .
احساسو باید لمس کرد . . .
اما . . .
دوست داشتنو باید ثابت کرد . . .
.
.......................................
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت
کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .
......................................
.اهی حس کردن یک آغوش ، فقط لمس پوست با دست نیست . . .
گاهی حس می کنی ، جسمش را . . .
به شرطی که با قلب لمس کنی نه با دست . . .
.
..................................................
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .
..............................................................
.
.نمی خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی
نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند
نمی خواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستی
نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هست
.
.
هرکی عاشق میشه میگه : میمیرم برات اما من میگم میمونم باهات !
..........................................
.
گر دلی دارم بدان در دست توست
گر تنی دارم بدان سر مست توست
گر دلم را بشکنی باز هم چه سود
کین دل ساده من پیوست توست
.
.
.
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی می شد
.
.
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
.
.
.
زمستون رسید ، سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم
.
.خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن / دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن .
.
.
.
برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش .
.
.
اس ام اس عاشقانه
.
هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !
.
.
.
زیبایی ها را چشم می بیند و مهربانی ها را دل ! چشم فراموش می کند اما دل هرگز ! پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد .
.
.
.
دلتنگم ! اما تو را طلب نمیکنم ، نه اینکه بی نیازم ، صبورم !
.
.......................................
در زمینی که ضمیر من و توست ، از نخستین دیدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هاییست که می افشانیم ، برگ و باری است که می رویانیم ، آب و خورشید و نسیمش “مهر” است .
.
.....................................................
.
دستهایت ؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمی بینم . . .
..........................................
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهن ربا داری
.
......................................................
عشق تو همچون افقی بی انتهاست
قلب من خالی ز هر رنگ و ریاست
زندگی با آرزو ها روبروست
با تو بودن از برایم آرزوست
..........................................
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش میکشم عدل مگر نه آن است که هر چیز در جای خودش قرار بگیرد ؟!
....................................
.
.دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
تو را می خواهم و اینها بهانه ست
.
.
عشقو باید باورکرد . . .
بوسه رو باید حس کرد . . .
احساسو باید لمس کرد . . .
اما . . .
دوست داشتنو باید ثابت کرد . . .
.
.......................................
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت
کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .
......................................
.اهی حس کردن یک آغوش ، فقط لمس پوست با دست نیست . . .
گاهی حس می کنی ، جسمش را . . .
به شرطی که با قلب لمس کنی نه با دست . . .
.
..................................................
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .
..............................................................
.
.نمی خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی
نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند
نمی خواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستی
نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هست
.
.
هرکی عاشق میشه میگه : میمیرم برات اما من میگم میمونم باهات !
..........................................
.
گر دلی دارم بدان در دست توست
گر تنی دارم بدان سر مست توست
گر دلم را بشکنی باز هم چه سود
کین دل ساده من پیوست توست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط نسیم | نظرات ()
خدا مرحم تمام دردهاست ، هر چه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای میگیرد . .
***********************************
الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی . . .
***********************************
خدایا
در ۲ راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .
***********************************
خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم
امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست
از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . .
***********************************
خدایا ! اگر زارم، در تو زاریدن خوش است
و گر نازم به تو نازیدن خوشست . . .
***********************************
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .
***********************************
خدایا
عجب از آدمی، که نشانه هایت را می بیند و انکارت می کند
و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . .
***********************************
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر عقل آمده آن بنده که دیوانه توست . . .
***********************************
حکایت عجیبیست رفتار ما
خداوند می بیند و می پوشاند
مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
***********************************
خداوندا
تقدیر عزیزانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند آنها چیزی نبینم . . .
***********************************
به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد . . .
***********************************
هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست
دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است . . .
***********************************
غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آورم
از غم و غصه شده ام زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .
***********************************
خدا را در دور دستها، در انتهای افق و یا در اوج آسمانها جستجو مکن
نگاهی به اعماق وجودت بیانداز . . .
***********************************
خدایا بزرگ و توانا تویی / رحیم و، رئوفی و یکتا تویی
پر از مهری و بخشش و مغفرت / که ما قطره هستیم و دریا تویی . .
خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای میگیرد . .
***********************************
الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی . . .
***********************************
خدایا
در ۲ راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .
***********************************
خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم
امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست
از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . .
***********************************
خدایا ! اگر زارم، در تو زاریدن خوش است
و گر نازم به تو نازیدن خوشست . . .
***********************************
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .
***********************************
خدایا
عجب از آدمی، که نشانه هایت را می بیند و انکارت می کند
و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . .
***********************************
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر عقل آمده آن بنده که دیوانه توست . . .
***********************************
حکایت عجیبیست رفتار ما
خداوند می بیند و می پوشاند
مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
***********************************
خداوندا
تقدیر عزیزانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند آنها چیزی نبینم . . .
***********************************
به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد . . .
***********************************
هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست
دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است . . .
***********************************
غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آورم
از غم و غصه شده ام زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .
***********************************
خدا را در دور دستها، در انتهای افق و یا در اوج آسمانها جستجو مکن
نگاهی به اعماق وجودت بیانداز . . .
***********************************
خدایا بزرگ و توانا تویی / رحیم و، رئوفی و یکتا تویی
پر از مهری و بخشش و مغفرت / که ما قطره هستیم و دریا تویی . .
توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ..... زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد ...... به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
سلام داداش
شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته
احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه
من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!
(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:
از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
الان از تیم پرسپولیس که خرابتر نداریم !
پرسپولیستم عزیزم !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تنها راهی که یه زن میتونه یه مرد رو میلیونر کنه
*
*
اینه که اون مرد میلیاردر باشه !!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دﺧﺘﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟
ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟
ﭘﺴﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﭘﺴﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳـﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ چهار ﻭ سی ﻭ هشت دقیقه !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت زند قفل محکمتری !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
عضنفر به همسرش :
عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
غیر از کودک درون
و خر درون
و کرم درون
یه عدد سگ درون هم داریم !
که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
آنکس که نداند و نداند که نداند،قطعاً خودش را به کوچه علی چپ زده است.
۲بار که جفت پا بروید توی دهنش،قطعاً بداند و بداند که بداند..!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یک خانه و یک لیسانس آی تی دارم
هرجا که طلب کنید پارتی دارم
من را به غلامی بپذیرید شما
من تا دو سه سال هم گارانتی دارم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه:
همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یه سوالی مغزم رو پریشون کرده:
چرا جمعه این قدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه این قدر از جمعه دوره؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
فرق سرت می دونی کجاست؟
دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجا !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
سه مرحله احمقانه در زندگی
وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!
پول داری! انرژی داری! اما وقت نداری!
پول داری! وقت داری! اما انرژی نداری!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:
"این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی باز کنی!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟
میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده...
این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض
کیم هاش رو کی خورده!؟
به ثروت هر آن ابله بی سواد ...... به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
سلام داداش
شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته
احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه
من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!
(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:
از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
الان از تیم پرسپولیس که خرابتر نداریم !
پرسپولیستم عزیزم !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تنها راهی که یه زن میتونه یه مرد رو میلیونر کنه
*
*
اینه که اون مرد میلیاردر باشه !!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دﺧﺘﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟
ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟
ﭘﺴﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﭘﺴﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳـﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ چهار ﻭ سی ﻭ هشت دقیقه !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت زند قفل محکمتری !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
عضنفر به همسرش :
عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
غیر از کودک درون
و خر درون
و کرم درون
یه عدد سگ درون هم داریم !
که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
آنکس که نداند و نداند که نداند،قطعاً خودش را به کوچه علی چپ زده است.
۲بار که جفت پا بروید توی دهنش،قطعاً بداند و بداند که بداند..!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یک خانه و یک لیسانس آی تی دارم
هرجا که طلب کنید پارتی دارم
من را به غلامی بپذیرید شما
من تا دو سه سال هم گارانتی دارم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه:
همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یه سوالی مغزم رو پریشون کرده:
چرا جمعه این قدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه این قدر از جمعه دوره؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
فرق سرت می دونی کجاست؟
دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجا !
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
سه مرحله احمقانه در زندگی
وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!
پول داری! انرژی داری! اما وقت نداری!
پول داری! وقت داری! اما انرژی نداری!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:
"این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی باز کنی!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟
میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده...
این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض
کیم هاش رو کی خورده!؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یکی از شباهتهای اکثر خانومها اینه که
طرز تهیه انواع استیک و ژیگو رو از برنامه آشپزی دنبال می کنن
آخرش شام همون کوکو سبزی رو درست میکنن!
یکی از شباهتهای اکثر خانومها اینه که
طرز تهیه انواع استیک و ژیگو رو از برنامه آشپزی دنبال می کنن
آخرش شام همون کوکو سبزی رو درست میکنن!