تبلیغات
مسافران شهرعشق - مطالب دی 1390
مسافران شهرعشق
هرکه به دنیاامد ازاهل فنا خواهد بود انکه پاینده وباقیست خدا خواهد بود
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
پسری تنها،عاشق و دل شکسته ام
ازغم و جور و جفای این زمونه خسته ام
پسری تنها،عاشق و اندکی صبور
حافظ شکسته هایی از جنس قلب و غرور
پسری زخم خورده از عمق درون
همنشین خلأ محبت و خود خزون
با اشکهایم تنها، با خنده بیگانه ام
آن باغ سر سبز قدیمی ، که از ریشه ویرانه م
پی رو اشکم تا روزنه ی امید
چشم را نمی خواهم بهرآن پرتو دید
پسری تنها وخجالت زده در چادر وهم
کی داشتم در سرزمین دوستی،یک تکه سهم
تشنه ی پرتو یک قطره ی کوچک مهر
به کمرنگترینش راضی ام، نه به رنگ سپهر
پسری تنهایم در شلوغی سکوت
آشنا با کل کلماتی چون سکوت
ورقی یافته ام تا که شاید روی آن
بنویسم یا بپرسم از احوال عاشقان
پسری سوخته دل و خام زمانم
سر نوشتم دست تاریخ و خودم پابند مکانم
ورقی خواهم زد بر دفترعشقم
نگران پریدن یا نشستن کفتر عشقم



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌
که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ

هر کُجا بیندم‌ از دور کُند
چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ

با نگاهِ غضب‌ آلود زند
بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ

مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست‌
شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ

نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را
تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌
باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ

روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌
دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌
تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ

عاشقِ بی‌خرد ناهنجار
نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ

حُرمتِ مادری‌ از یاد ببُرد
خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ

رفت‌ و مادر را افکند به‌ خاک‌
سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ

قصدِ سرمنزلِ‌ معشوق‌ نمود
دلِ مادر به‌ کفش‌ چون‌ نارنگ

از قضا خورد دمِ در به‌ زمین‌
و اندکی‌ سُوده‌ شد او را آرنگ

وان‌ دل‌ گرم‌ که‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از کف‌ آن‌ بی‌فرهنگ

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود
پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ

دید کز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ:

«آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌
آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ»




برچسب ها: عاشقونه - عارفونه -اسمس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست / گوش کن نبض دلم ، زمزمه اش با تو یکیست
.
.
.
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی می شد
.
.
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
.
.
.
زمستون رسید ، سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم
.

.خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن / دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن .
.
.
.
برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش .
.
.

اس ام اس عاشقانه
.
هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !
.
.
.
زیبایی ها را چشم می بیند و مهربانی ها را دل ! چشم فراموش می کند اما دل هرگز ! پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد .
.
.
.
دلتنگم ! اما تو را طلب نمیکنم ، نه اینکه بی نیازم ، صبورم !
.
.......................................
در زمینی که ضمیر من و توست ، از نخستین دیدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هاییست که می افشانیم ، برگ و باری است که می رویانیم ، آب و خورشید و نسیمش “مهر” است .
.
.....................................................
.
دستهایت ؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمی بینم . . .

..........................................
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهن ربا داری

.
......................................................

عشق تو همچون افقی بی انتهاست
قلب من خالی ز هر رنگ و ریاست
زندگی با آرزو ها روبروست
با تو بودن از برایم آرزوست

..........................................
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش میکشم عدل مگر نه آن است که هر چیز در جای خودش قرار بگیرد ؟!
....................................
.
.دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
تو را می خواهم و اینها بهانه ست

.
.
عشقو باید باورکرد . . .
بوسه رو باید حس کرد . . .
احساسو باید لمس کرد . . .
اما . . .
دوست داشتنو باید ثابت کرد . . .

.
.......................................
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت
کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .

......................................
.اهی حس کردن یک آغوش ، فقط لمس پوست با دست نیست . . .
گاهی حس می کنی ، جسمش را . . .
به شرطی که با قلب لمس کنی نه با دست . . .
.
..................................................
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .
..............................................................
.
.نمی خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی
نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند
نمی خواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستی
نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هست
.
.
هرکی عاشق میشه میگه : میمیرم برات اما من میگم میمونم باهات !

..........................................
.
گر دلی دارم بدان در دست توست
گر تنی دارم بدان سر مست توست
گر دلم را بشکنی باز هم چه سود
کین دل ساده من پیوست توست


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
خدا مرحم تمام دردهاست ، هر چه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد

خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای میگیرد . .

***********************************
الهی

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی . . .



***********************************

خدایا

در ۲ راهی زندگی ام

تابلوی راهت را محکم قرار بده

نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .



***********************************



خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم

امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست

از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . .



***********************************



خدایا ! اگر زارم، در تو زاریدن خوش است

و گر نازم به تو نازیدن خوشست . . .



***********************************


خداوندا

دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن

تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .



***********************************



خدایا

عجب از آدمی، که نشانه هایت را می بیند و انکارت می کند

و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . .



***********************************



حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست

سر عقل آمده آن بنده که دیوانه توست . . .



***********************************



حکایت عجیبیست رفتار ما

خداوند می بیند و می پوشاند

مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .



***********************************



خداوندا

تقدیر عزیزانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند آنها چیزی نبینم . . .



***********************************



به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد . . .



***********************************



هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست

دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است . . .



***********************************



غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آورم

از غم و غصه شده ام زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .

***********************************

خدا را در دور دستها، در انتهای افق و یا در اوج آسمانها جستجو مکن

نگاهی به اعماق وجودت بیانداز . . .

***********************************

خدایا بزرگ و توانا تویی / رحیم و، رئوفی و یکتا تویی

پر از مهری و بخشش و مغفرت / که ما قطره هستیم و دریا تویی . .



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 دی 1390 توسط mosafer | نظرات ()


ورود به نسیم چت







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ..... زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد ...... به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



سلام داداش

شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته

احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه

من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!

(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:

از یه جائی‌ به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



الان از تیم پرسپولیس که خرابتر نداریم !

پرسپولیستم عزیزم !



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



تنها راهی‌ که یه زن میتونه یه مرد رو میلیونر کنه

*

*

اینه که اون مرد میلیاردر باشه !!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

دﺧﺘﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟

ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﭘﺴﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳـﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ چهار ﻭ سی ﻭ هشت دقیقه !!!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


خدا گر ز حکمت ببندد دری

ز رحمت زند قفل محکمتری !



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



عضنفر به همسرش :

عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!


◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


غیر از کودک درون

و خر درون

و کرم درون

یه عدد سگ درون هم داریم !

که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

آنکس که نداند و نداند که نداند،قطعاً خودش را به کوچه علی چپ زده است.

۲بار که جفت پا بروید توی دهنش،قطعاً بداند و بداند که بداند..!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یک خانه و یک لیسانس آی تی دارم

هرجا که طلب کنید پارتی دارم

من را به غلامی بپذیرید شما

من تا دو سه سال هم گارانتی دارم!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه:

همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یه سوالی مغزم رو پریشون کرده:

چرا جمعه این قدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه این قدر از جمعه دوره؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

فرق سرت می دونی کجاست؟

دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجا !


◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

سه مرحله احمقانه در زندگی

وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!

پول داری! انرژی داری! اما وقت نداری!

پول داری! وقت داری! اما انرژی نداری!



◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:

"این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی‌ باز کنی‌!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟

میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم!


◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده...

این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض

کیم هاش رو کی خورده!؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


یکی از شباهتهای اکثر خانومها اینه که

طرز تهیه انواع استیک و ژیگو رو از برنامه آشپزی دنبال می کنن

آخرش شام همون کوکو سبزی رو درست میکنن!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...

بیا تا دل کوچــــــــــکم را

خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!

خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..

که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!

بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن..

که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!

خدایـــا کمـــک کـــن :

که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد..

کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...

مبـــادا بمیـــرد...!!!

خــــدایــا دلــــــم را

که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت..

اگر چه شــــــکســــــته!!!

شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
شب است
شبی بس تیرگی دمساز با آن.
به روی شاخ انجیر کهن « وگ دار» می خواند، به هر دم
خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم…

……………………

شب است،
شبی بس تیرگی دمساز با آن.
به روی شاخ انجیر کهن « وگ دار» می خواند، به هر دم
خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم.

شب است،
جهان با آن، چنان چون مرده ای در گور.
و من اندیشناکم باز:
ـــ اگر باران کند سرریز از هر جای؟
ـــ اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟…

در این تاریکی آور شب
چه اندیشه ولیکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟
چو صبح از کوه سر بر کرد، می پوشد ازین طوفان رخ آیا صبح؟

……………………..

مرغ ِ آمین

مرغ ِ آمین ، درد‌آلودی‌ست کاواره بمانده
رفته تا آن‌سوی ِ این بیدادخانه
بازگشته ، رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی ِ آب و دانه .
نوبت ِ روز ِ گشایش را
در پی ِ چاره بمانده .

می‌شناسد آن نهان‌بین ِ نهانان ( گوش ِ پنهان ِ جهان ِ دردمند ِ ما )
جور دیده مردمان را .
با صدای ِ هردم آمین‌گفتنش ، آن آشناپرورد ،
می‌دهد پیوندشان در هم
می‌کند از یأس ِ خسران‌بار ِ آنان کم
می‌نهد نزدیک با هم ، آرزوهای ِ نهان را .

بسته در راه ِ گلویش او
داستان ِ مردمش را .
رشته در رشته کشیده ( فارغ از هر عیب کاو را بر زبان گیرند )
بر سر ِ منقار دارد رشته‌ی ِ سر در گمش را .

او نشان از روز ِ بیدار ِ ظفرمندی‌ست
با نهان ِ تنگنای ِ زندگانی دست دارد .
از عروق زخمدار این غبارآلوده ره تصویر بگرفته
از درون ِ استغاثه‌های ِ رنجوران
در شبانگاهی چنین دلتنگ ، می‌آید نمایان
وندر آشوب ِ نگاهش خیره بر این زندگانی
که ندارد لحظه‌ای از آن رهایی
می‌دهد پوشیده ، خود را بر فراز ِ بام ِ مردم آشنایی .

رنگ می‌بندد
شکل می‌گیرد
گرم می‌خندد
بال‌های ِ پهن ِ خود را بر سر ِ دیوارشان می‌گستراند .
چون نشان از آتشی در دود خاکستر
می‌دهد از روی ِ فهم ِ رمز ِ درد ِ خلق
با زبان ِ رمز ِ درد ِ خود تکان در سر .
وز پی ِ آنکه بگیرد ناله‌های ِ ناله‌پردازان ِ ره در گوش
از کسان احوال می‌جوید .
چه گذشته‌ست و چه نگذشته‌ست
سرگذشته‌های ِ خود را هرکه با آن محرم ِ هشیار می‌گوید .

داستان از درد می‌رانند مردم
در خیال ِ استجابت‌های ِ روزانی
مرغ ِ آمین را بدان نامی که او را هست می‌خوانند مردم
زیر باران ِ نواهایی که می‌گویند :

- « باد رنج ِ ناروای ِ خلق را پایان . »

( و به رنج ِ ناروای ِ خلق هرلحظه می‌افزاید . )
مرغ ِ آمین را زبان با درد ِ مردم می‌گشاید
بانگ برمی‌دارد :

- « آمین !
باد پایان رنج‌های ِ خلق را با جانشان در کین
و ز جا بگسیخته شالوده‌های ِ خلق افسای
و به نام ِ رستگاری دست اندر کار
و جهان سرگرم از حرفش در افسون ِ فریبش . »

خلق می‌گویند :

- « آمین !
در شبی اینگونه با بیدادش آیین ،
رستگاری بخش – ای مرغ ِ شباهنگام – ما را !
و به ما بنمای راه ما به سوی ِ عافیتگاهی
هرکه را – ای آشناپرور – ببخشا بهره از روزی که می‌جوید . »

- « رستگاری روی خواهد کرد
و شب ِ تیره ، بدل با صبح ِ روشن گشت خواهد . » مرغ می‌گوید .

خلق می‌گویند :

- « امّا آن جهانخواره
( آدمی را دشمن ِ دیرین ) جهان را خورد یکسر . »

مرغ می‌گوید :
- « در دل ِ او آرزوی ِ او محالش باد . »
خلق می‌گویند :

- « امّا کینه‌های ِ جنگ ِ ایشان در پی ِ مقصود
همچنان هر لحظه می‌کوبد به طبلش . »

مرغ می‌گوید :

- « زوالش باد !
باد با مرگش پسین درمان
ناخوشی ِ آدمی‌خواری .
وز پس ِ روزان ِ عزّت‌بارشان
باد با ننگ ِ همین روزان نگونساری ! »

خلق می‌گویند :

- « امّا نادرستی گر گذارد
ایمنی گر جز خیال ِ زندگی‌کردن
موجبی از ما نخواهد و دلیلی برندارد .
ور نیاید ریخته‌های ِ کج ِ دیوارشان
بر سر ِ ما باز زندانی
و اسیری را بود پایان
و رسد مخلوق ِ بی‌سامان به سامانی . »

مرغ می‌گوید :

- « جدا شد نادرستی . »
خلق می‌گویند :

- « باشد تا جدا گردد . »
مرغ می‌گوید :

- « رها شد بندش از هر بند ، زنجیری که بر پا بود .»
خلق می‌گویند :

- « باشد تا رها گردد . »
مرغ می‌گوید :

- « به سامان باز آمد خلق ِ بی‌سامان .
و بیابان ِ شب ِ هولی
که خیال ِ روشنی می‌برد با غارت
و ره ِ مقصود در آن بود گم ، آمد سوی ِ پایان
و درون ِ تیرگی‌ها ، تنگنای ِ خانه‌های ِ ما در آن ویلان ،
این زمان با چشمه‌های ِ روشنایی در گشوده است
و گریزانند گمراهان ، کج‌اندازان ،
در رهی کامد خود آنان را کنون پی‌گیر .
و خراب و جوع ، آنان را ز جا برده‌ست
و بلای ِ جوع آنان را ، جا به جا خورده‌ست .
این زمان مانند ِ زندان‌هایشان ویران
باغشان را در شکسته .
و چو شمعی در تک ِ گوری
کور موذی چشمشان در کاسه‌ی ِ سر از پریشانی .
هر تنی زانان
از تحیّر بر سکوی ِ در نشسته .
و سرود ِ مرگ آنان را تکاپوهایشان ( بی‌سود ) اینک می‌کشد در گوش . »

خلق می‌گویند :

- « بادا باغشان را ، در شکسته‌تر
هر تنی زانان ، جدا از خانمانش ، بر سکوی ِ در ، نشسته‌تر .
وز سرود ِ مرگ ِ آنان ، باد
بیشتر بر طاق ِ ایوان‌هایشان قندیل‌ها خاموش . »

- « بادا ! » یک صدا از دور می‌گوید .

و صدایی از ره ِ نزدیک
اندر انبوه ِ صداهای ِ به سوی ِ ره دویده :
- « این ، سزای ِ سازگاراشان
باد ، در پایان ِ دوران‌های ِ شادی
از پس ِ دوران ِ عشرت‌بار ِ ایشان . »

مرغ می‌گوید :
- « این چنین ویرانگیشان ، باد همخانه
با چنان آبادشان از روی ِ بیدادی . »
- « بادشان ! » ( سر می‌دهد شوریده‌خاطر ، خلق آوا )

- « باد آمین !
و زبان ِ آنکه با درد ِ کسان پیوند دارد باد گویا !»

- « باد آمین !
و هرآن اندیشه ، در ما مردگی‌آموز ، ویران ! » .

- « آمین ! آمین ! »
و خراب آید در آوار ِ غریو ِ لعنت ِ بیدار ِ محرومان
هر خیال ِ کج که خلق ِ خسته را با آن نخواهانیست .
و در زندان و زخم ِ تازیانه‌های ِ آنان می‌کشد فریاد :

« اینک درد و اینک زخم »
( گر نه محرومی کجیشان را ستاید
ور نه محرومی بخواه از بیم ِ زجر و حبس ِ آنان آید )

- « آمین ! »
در حساب ِ دستمزد ِ آن زمانی که بحق‌گویان
بسته‌لب بودند
و بدان مقبول
و نکویان در تعب بودند . »

- « آمین ! »
در حساب ِ روزگارانی
کز بر ِ ره ، زیرکان و پیش‌بینان را به لبخند ِ تمسخر دور می‌کردند
و به پاس ِ خدمت و سودایشان تاریک
چشمه‌های ِ روشنایی کور می‌کردند . »

- « آمین ! »
- « با کجی‌آورده‌های ِ آن بد اندیشان
که نه جز خواب ِ جهانگیری از آن می‌زاد
این به کیفر باد ! »

- « آمین ! »
- « با کجی‌آورده‌هاشان شوم
که از آن با مرگ ِ ماشان زندگی آغاز می‌گردید
و از آن خاموش می‌آمد چراغ ِ خلق . »

- « آمین ! »
- « با کجی‌آورده‌هاشان زشت
که از آن پرهیزگاری بود مرده
و از آن رحم‌آوری واخورده . »

- « آمین ! »
- « این به کیفر باد
با کجی‌آورده‌هاشان ننگ
که از آن ایمان به حق سوداگران را بود راهی نو ، گشاده در پی ِ سودا
و ازآن ، چون بر سریر ِ سینه‌ی ِ مرداب ، از ما نقش برجا . »

- « آمین ! آمین ! »
و به واریز ِ طنین ِ هردم آمین‌گفتن ِ مردم
( چون صدای ِ رودی از جا کنده ، اندر صفحه‌ی ِ مرداب آنگه گم . )
مرغ ِ آمین‌گوی
دور می‌گردد
از فراز ِ بام
در بسیط ِ خطه‌ی ِ آرام ، می‌خواند خروس از دور
می‌شکافد جرم ِ دیوار ِ سحرگاهان
وز بر ِ آن سرد ِ دود اندود ِ خاموش
هرچه ، با رنگ ِ تجلّی ، رنگ در پیکر می‌افزاید
می‌گریزد شب
صبح می‌آید



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

نیمــه ی گـمشــده ام نیستـی که بـا نیمـه ی دیگــر به جستجویت بر خیزم...

تـــو... تمـام گمشـده ی منــی ! تمــام گـمـشــده ی من ... !


فرارم از تو است

و قرارم در تو

برانی ام به که رو کنم؟!

نخوانی ام به که خو کنم؟!


میگویند از تو ننویسم

در خون من گردهمایی لبخندهای تو برپاست

این را چه کسی میتواند بفهمد؟!

 

به  کوریه هر چه  حسوده می گم

 

دوست دارم تک ستاره دور زندگیم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 دی 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بزار باور کنم امشب تو هم حال منو داری

نمـیدونـی چـه آشـوبـم ... از این آرامـش خونــــه
از ایـن رویــای شیرینی ... که میدونم نمی مـونــه

چقد این حس من خوبه ... همین که از تو میمیرم
همین که هر نفس امشب ... هوامو از تو میگیرم




نوشته شده در تاریخ جمعه 9 دی 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

 تک ستاره زندگیم بیا که در انتظار تو میکشد ثانیه بیا دوباره

 با عطر خوشت من

بگیر در آغوش آروم شم از این هیاهو بیا که دوباره

 ببوسمت من دوباره کوچیک شه این دنیا برامون

من و تو عاشق هم  

 بیا تا بشیم ما هم این دوتا




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 دی 1390 توسط na30im | نظرات ()
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم.


****************

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

*****************

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

*****************

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

*****************

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

********************

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم

********************

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

*********************

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

************************

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس

************************

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

******************

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

********************

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

*******************

میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور

************************

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه

**********************

ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

**********************

زنگ خونه دوستمو زدم میگم حمید هست؟ پدرش میپرسه حمید خودمون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حمید تبلیغات رب تبرک رو میگم!

**********************

یک ساعت تو تاکسی دارم عرق میریزم و خودمو باد میزنم .راننده تاکسیه میگه گرمه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ هوا خوبه دارم واسه رقص کردی یار جمع میکنم

**********************

تو خیابون از یه دختره خوشم اومد بعد از کلی دردسر تونستم راضیش کنم بهم گفت حالا واقعا از من خوشت اومده ؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !!!!!

**********************

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟ ن پ اومدم ببینم چه خبره اینجا شولوغه!!!!

**********************

دیشب رفتیم استخر
طرف میپرسه: میخواین شنا کنین؟؟
پ نه پ می خوایم از امکانات رفاهیتون بازدید کنیم

**********************

طرف ماشینشو میبره پمپ بنزین مسئولش میگه بنزین می خاین پ نه پ اومدیم آب هویج بریزیم توش چراغ جلوش قوی شه

**********************

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده مس شی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

**********************

به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟
میگه: پول میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ
می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم

**********************

سر جلسه امتحان به جلوییم می گم برسونیا … می گه چی؟ تقلّب؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنفس دهان به دهان

**********************

مامور برق اومده همسایمون میگه میخای کنتور رو چک کنی؟ پ ن پ یارانه اضافی دادی اومده دستی تقدیم کنه

**********************

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن… میگه خاک تو سرم ارشاد؟ میگم پـــــــ نــــ پـــــ مرکز نخبگان ایران


به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای ۵۰ درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ “زوروِ ” داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۱۰ دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه


کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوستت بود؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاک شیراک بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو میخواست

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه ۱ نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۲ نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!

آهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ داریوشه، داره خودشه لوس میکنه یه کم تا دور همیم بخندیم

دختره “با کلی عشوه و ناز” میگه کلی پسر با تک تک نفس های من مردن !
پسره با اعتماد نفس میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستی نمیرن ازون بوی بد دهنت

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

ماشینه تا شیشه جمع شده. یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن. یارو داره رد میشه … میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تصادف خستش کرده خوابیده

ایستک خوردیم شیشه هاش رو کابینت گذاشته. دوستم شب اومده می گه ایستک خوردید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه خالی خریدیم ژست بگیریم که ایستک خوردیم !

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپولارو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دندونم بد جوری درد میکرد. دستمو گذاشته بودم رو صورتم … دوستم دید منو پرسید دندونت درد میکنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم اذان میگم گذاشتمش رو میوت، همسایه ها اذیت نشن!

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه عشقم داری کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری. طرف میگه از کسی شکایت دارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مایکل اسکلفیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم

مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگــــــــس … ! میگه بکشمش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش
رفتم گیلاس بخرم. یارو میگه بریزم تو پلاستیک؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجوری دونه ایی بده بندازم دور گوشم خوشگل شم !!!

به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون آتیش زده. میگه سوخت؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه جون گرفت رفت مرحله بعد !

دارم فیلم میبینم. زنه توش بیکینی پوشیده. مامانم اومده میگه کانال خارجیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کانال ایرانیه اما این یه فیلم رو قبل از سانسور دارن پخش می کنن تا حواس بیننده ها رو تست کنند!

رفتم مرغ سوخاری بخرم یارو میگه همین‌جوری میبری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه شورت پاش کن جلو مهمونا خجالت نکشه

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

جلو در اورژانس بیمارستان اعصاب خورد دارم قدم میزنم. یارو میگه آقا چرا انقدر پریشونی مریض بد حال داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو امریکن آیدل اجرا دارم تو فکرم چجوری بخونم که سایمون ایراد نگیره!

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از فیلترینگ میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه رد شدن از تنگه ابو غُریب میخوام. هم سنگرام منتظرن!!!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. مامانم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

رفتم واسه ثبت نام رانندگی زَنه میگه واسه آموزش اومدین ؟؟!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پول میدم که منو سوار ماشینتون کُنین بشینم رو پای راننده غان غان کُنم

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 دی 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

@@@@@@@@@@@@@@@

چــقــدر گـریـه و زاری؟ ، کـی تـمـومـه بـی قـراری؟

کـی میای پیشم بمونی؟ ، کی تو ناممو می خونی؟

راسـتـی تـو مـیای کنارم؟ ، تو می دونی بی قرارم؟

غــیــر تــو کــســی نــدارم ، زود بـیـا تــاب نـمـیـارم

راه مـن از تـو جدا نیست ، دل من که بی وفا نیست

داره تـو غـمـت مـی سـوزه ، مـیدونی دنیا دو روزه؟

تو میگی عاشق تومی شم ، تو می مونی به پیشم

امـا دل حـالـیـش نـمـیشـه ، پس زود بیا پیشم

@@@@@@@@@@@@@@@




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

تو رفتی باز هم مثل همیشه

 من از آن ابتدای آشنایی

شدم جادوی موج چشم هایت

تو رفتی و گذشتی مثل باران

و من دستی تکان دادم برایت

تو یادت نیست آنجا اولش بود

همان لحظه سپردم هستیم را

به شهر بی قرار دست هایت

تو رفتی باز هم مثل همیشه

من و یاد تو با هم گریه کردیم

تو ناچاری برای رفتن و من

همیشه تشنه شهد صدایت

شب و مهتاب و اشک و یاس و گلدان

همه با هم سلامت می رسانند

هوای آسمان دیده ابری ست

هوای کوچه غرق رد پایت

اگر می ماندی و تنها نبودم

عروس آرزو خوشبخت میشد

و فکرش را بکن چه لذت بخش می بود

شکفتن روی باغ شانه هایت

باز هم رفتی و تنها شدم اینجا بی تو

ولی یقین دارم باز می آیی دوباره کنارم

میدانم....مطمئن هستم

دوستت دارم .....بهت نیاز دارم




(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  
درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به گروه نسیم چت می باشدامیدوارم لحظات خوشی را در این مکان سپری نمایید
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
چند درصد زندگیت رو اینترنت میچرخه






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
User Login Code :

master login Code :

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به گروه نسیم چت می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ