تبلیغات
مسافران شهرعشق - مطالب مرداد 1391
مسافران شهرعشق
هرکه به دنیاامد ازاهل فنا خواهد بود انکه پاینده وباقیست خدا خواهد بود
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()
[تصویر:  ghadr.jpg]
خدایا
شب قدر است و قدر شب قدر تو میدانی
به قدر من ننگر، قدر خویش اعطا کن . . .
آمین
.
.
.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .
.
.
.
گریه کن
در این شب های قدر
آب تنت را شستشو میدهد و اشک روحت را . . .
.
.
.
الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم . . .
.
.
.
چه شب است یا رب امشب که شکسته قلب یاران
چه شبى که فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران
چه شبى که تا سحرگاه ، زفرشتگان «الله»
برکات آسمانى، برسد به جان نثاران . . .
.
.
.
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
.
.
.
فرشته ها برای آزادی انسان ها از دستان شیطان
و بخشش معاصی و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده
و منتظر ندای بنده خدا هستند.
(اللهم لبیک) التماس دعا
.
.
.
امشب
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد
امشب چشمانمان را با آب توبه بشوییم
و کلام قرآن در دهانمان بریزم
(التماس دعا)
.
.
.
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه
دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی . . .
.
.
.
الهی !
تو را سوگند بر مظلو میت بیست و یکم رمضان و دلهای مملوّ از آه و فغان
بینوایان داغدار را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان
و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما . . .
.
.
.
این منم، بیدار، از هول گناه / مى کنم، بر آسمان شب، نگاه
این منم، از راه دور افتاده اى / رایگان، عمر خود از کف داده اى
این منم، در دستِ غفلت ها اسیر / اى خداى مهربان، دستم بگیر . . .
التماس دعا
.
.
.
ای آن که دیده ها همه در آرزوی توست
بخشندگی و فضل و کرم، خلق و خوی توست
نام مبارک تو بُوَد صدر نامه ها
از هر طرف که می گذرم، گفتگوی توست . . .
.
.
.
خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا
یک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیا
بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفت
دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا . . .
.
.
.
مهمان توام اى جان زنهار مخسب امشب
اى جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب
روى تو چو بدر آمد، امشب شب قدر آمد
اى شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب
.
.
.
شب قدر، لاله‌ای شکفته در کویر شب‌های عادی سال است.
آی فقیران غنی، کجایید که شبهای قدر آمده است؟!
.
.
.
آری ما را بر عظمت و شناسایی شب قدر راهی نیست
تنها می توان درزیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد
و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .
.
.
.
و کنون وقت دعاست
وقت شکر از کرم و لطف خداست
وقت عاشق شدن و مهر و صفاست
وقت امید بر قلم عفو خداست
التماس دعا
.
.
.
الهی ان شب که همه قران به سر می گذارند
ما را توفیق بده قران را به دل کنیم . . .
.
.
.
سی شب خرابت می نشینم تا سحر گاهان
شاید به دست لطف کردی قصد تعمیرم
ای اسم های اعظمت امن یجیب عشق
هرشب سحرپرمی کشم …اما به زنجیرم
.
.
.
شب قدر است تقدیرش بدانم
مدبر اوست تدبیرش بدانم
به آیه آیه ها ی کایناتم
زهی ، ابلیس وتزویرش بدانم
از آن دست مضطّر به بالا
خدا گویان ، تکبیرش بدانم
.
.
.
امشب خدا بگشود درهای سما را
پیوسته می خواند به خود اهل دعا را
گر پهن کردی ساعتی سجاده ات را
یاد آر یاران و ببرهم نام ما را
.
.
.
خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن
تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم
و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .
التماس دعا
.
.
.
شب قدر است و قدر آن بدانیم / نماز و جوشن و قرآن بخوانیم
به درگاه خدا غفران و توبه / به شرطی که سر پیمان بمانیم
برای پاکی نفس و سعادت / همیشه بهر خود شیطان برانیم . . .
.
.
.
الهی
تو را سوگند بر مظلو میت علی و دلهای مملوّ از آه و فغان
به حرمت شب قدر بینوایان را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان
و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما
.
.
.
یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی
رسوائی من به رحمتت پوشیدی
امید من است و بخشش روز جزا
جز درگه تو نیست مرا امیدی . . .
.
.
.
باز قدر آمد و شور دگری برپا شد
نور قرآن ببارید ، شرری برپا شد
شب قدر آمد و چشمان دلم شهلا شد
شبنم عشق ببارید و شبم ، یلدا شد . . .
.
.
.
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
آنکه استاد عَزل گفت همان می آید
اینهمه آیه تجلی شده دریک شب قدر
آسمان راه نجات است از آن می آید
اطلسی دلنگران از شب پاییزه مباش
سبزه و رویش گل بعد خزان می آید . . .
.
.
.
شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها / مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمت‌ها
مگر تقویم یزدانی که طالع‌ها در او باشد / مگر دریای غفرانی کز او شویند زلت‌ها
.
.
.
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . . .
.
.
.
شب قدر
شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند . . .
.
.
.
رسول خدا (ص)
هرکه شب قدر را زنده بدارد تا سال دیگر عذاب از او دور می گردد . . .
.
.
.
ای کاش از این خاک، صدا برخیزد
یا دستی باز بر دعا برخیزد
ای کاش دل فتاده در دام گناه
با گفتن یا علی(ع) ز جا برخیزد . . .
.
.
.
دعا بدون علی قابل اجابت نیست
که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا
که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)
.
.
.
یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی
رسوائی من به رحمتت پوشیدی
امید من است و بخشش روز جزا
جز درگه تو نیست مرا امیدی . . .
.
.
.
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
.
.
.
شب قدر از خم توحید شرابم دادند
تشنه لب بودم آب از می نابم دادند
العطش گفتم و نوشیدم از آن باده ناب
تا نجات از عطش روز حسابم دادند . . .
.
.
.
شب قدر، شب حضور روح و ملایک در محضر امام زمان (عج) است . . .
.
.
.
خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است
و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه
امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود . . .
.
.
.
دعا بدون علی قابل اجابت نیست
که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی
بزن تو دست توسل به دامن مولا
که درد جامعه را بهترین دواست علی(ع) . . .
.
.
.
شب قدر
بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیور ذکر خداست . . .
.
.
.
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازارد . . .
.
.
.
آری ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست
تنها می توان درزیر باران رحمت
“لیله القــــــدر”
ایستاد تا برما ببارد
و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .
.
.
.
در لیالى قدر قرآن به دل کن ، نه فقط قرآن به سر
که اولى جوهر ذات تو گردد دومى خارج از گوهر تو است . . .
.
.
.
پاشیده اند عطر دعا باز در زمین
آنک دوباره قافله ناز در زمین
صبح و سلام می رسد از آسمان، ببین
آورده اند یک سحر آواز در زمین . . .
.
.
.
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازآرد . . .
.
.
.
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است . . .
.
.
.
خدایا
با این دغدغه های ذهن افسرده و ویران چه کنم ؟
با این همه رنج و آرزو و درد حرمان، چه کنم ؟
در کنج اتاق و خلوت و خاموشی
افسرده و وامانده و گریان چه کنم ؟
.
.
.
شب قدر
شبی است که باید در عاشقی ثابت قدم بود.
در طلب کوشید و بیدار ماند و دیدار جُست.
باید به یاد روی آن محبوب عزیز،
آن یار پنهان رخسار،
عاشقانه نالید و دیدار روی او را از خدا طلبید.
به امید ظهورش
.
.
.
شب قدر
شبی که شیاطین در بند اسارتند و آدمیان ایمن از آنها . . .
.
.
.
شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست
شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی
و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . .
طاعات قبول و التماس دعا
.
.
.
امشب رحمت دوست جاریست
مانند رود
نه
مانند باران
اگر دلتان لرزید
بغضتان ترکید
کسی اینجا
محتاج دعاست
.
.
.
شب قدر از خم توحید شرابم دادند
تشنه لب بودم آب از می نابم دادند
العطش گفتم و نوشیدم از آن باده ناب
تا نجات از عطش روز حسابم دادند
.
.
.
آمده‌ام ای خوب‌ترین!
ای بهترین!
ای مهربان‌ترین!
تا در میهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقه ی راهم کنی.
الهی العفو ، العفو ، العفو…
.
.
.
امشب تمام آینه ها را صدا کنید.
گاه اجابت است رو به سوی خداکنید.
ای دوستان آبرودار در نزد حق، درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید.
.
.
.
ای خدا ای فاتح هر مشکلم
وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یک بی آبرو
ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو کرده ‏ام
خویش را با توبه همسو کرده ‏ام . . .
.
.
.
آمده‌ام ای خوب‌ترین، ای بهترین ، ای مهربان‌ترین ، تا در میهمانی بندگانت
مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقه ی راهم کنی . . .
الهی العفو ، العفو ، العفو…
.
.
.
یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .
التماس دعا
.
.
.
دلت را با خداوند آشنا کن / ز عمق جان خدایت را صدا کن
دل غفلت زده مانند سنگ است / مس دل را به یاد او طلا کن
به پیش او گشا دست نیازی / به درگاه بلند او دعا کن . . .
التماس دعا
.
.
.
امشب این دل یاد مولا می کند / لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا / نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . .
.
.
.
خدایا ، بحق شهید شب های قدر
تقدیر ما را محبت و ولایت و پیروی راه مولا علی علیه السلام رقم بزن
آمین . . .
.
.
.
در برج ولا مهر جهان تاب علیست / در شهر علوم نبوی، باب علیست
از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .
التماس دعا
.
.
.
شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست
شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی
و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . .
طاعت قبول و التماس دعا
.
.
.
به شهر کوفه در محراب طاعت / علی شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر / بخون شد غوطه ور ساقی کوثر . . .
.
.
.
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را / به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم / که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند / ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . . .
.
.
.
بجز از علی(ع) که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا . . .
شهادت سمبل کرامت و عدالت و شجاعت، تسلیت و تعزیت
.
.
.
دعا بدون علی قابل اجابت نیست / که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا / که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)
.
.
.
الهی ، امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم
و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم ، مرا به خویش وامگذار و در این شب
با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران ، که بی‌تو حیرانم و سرگردان . . .
.
.
.
هیچ گناهکاری را نا امید مکن، چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشته
و چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر تباه شده و جهنمی گشته است . . .
( امام علی-ع)
.
.
.
قدر، باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع ، به اندازه او جاری می‏شود
خدایا ، در شب قدر هر چه خیر نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان
آمین . . .
ادامه در لینک زیر
.
.
.
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند/ بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد/ انگاربه فرق آسمان تیغ زدند
سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیت باد . . .
.
.
.
ناله کن اى دل به عزاى على / گریه کن اى دیده براى على
کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على
ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على
واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على
شهادت مولای مظلوم عدالت ، تسلیت و تعزیت
.
.
.
یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن
سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن . . .
شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد
.
.
.
ای کاش علی شویم وعالی باشیم / هم سفره ی کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم / نان آور سفره های خالی باشیم
یا علی ، التماس دعا
.
.
.
باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی می گرییم . . .
دعایتان توشه ی بی برگی ما
.
.
.
تو بخشنده ی هر گناهی الهی / بجز تو نباشد پناهی الهی
به این بنده ی ناتوانت مدد کن / که ابلیس دارد سپاهی الهی
بجز حب حیدر که آنهم تو دادی / ندارم دگر تکیه گاهی الهی . . .
یا علی ، التماس دعا
.
.
.
کوفه امشب التهاب محشر است / کوفه امشب کربلایی دیگر است
جبرئیل آوای غم سر داده است / در فلک شوری دگر افتاده است
تیر غصه بر دل زارم نشست / تیغ دشمن فرق مولایم شکست
قلب مجنون سوی صحرا می رود / حیدر-ع امشب سوی زهرا میرود . . .
.
.
.
باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود
آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود
پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود
جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار
شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد.
.
.
.
در آخر این شعر زیبا تقدیم به شما
از نخلستان و چاه و است و علی(ع) / کوفه در خواب گناه است و علی
کوفه خواب است و کسی در جاده نیست / در تمام شهر یک آزاده نیست
کوفیان با ننگ سودا می کنند / از علی امشب تبرا می کنند
کوفیان با عافیت خو می کنند / بر سر دنیا هیاهو می کنند
باز امشب عشق تنها می شود / زخم ، سهم فرق مولا می شود
کوفیان امشب « ولی » را می کشند / فاتح خیبر « علی » را می کشند
آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود
باز امشب عقده ها گل می کند / بر لبان غم ، دعا گل می کند
پشت نخل آرزو ، خم می شود / داغ حسرت سهم ، آدم می شود
می شود امت یتیم و بی امام / عشق ، ناکام و عدالت ، ناتمام
جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار
کوفیان ، مست ترنم می شوند / در غبار عافیت گم می شوند
کوفه ، ای ظلمت سرای شب نورد / کوفه ، شهر عافیت ، آیین زرد
کوفه ، ای نامرد ، ای شهر فریب / کوفه ، ای بی درد ، ای شهر فریب
زادگاه و قبله ی اصحاب باد / پنج فصل عدل را دادی به باد
خوب می دانم علی سهمت نبود / درک آن خورشید در فهمت نبود
چون که با زهر تو پرپر شد علی / همنشین زخم خنجر شد علی
کاش امشب باز باران می گرفت / بغض من راه نیستان می گرفت
کاش امشب درد می آمد فرود / بغض من ، زخم علی را می سرود
چاه کو ، تا بشنود درد مرا / ماه کو ، آن شاهد درد آشنا
ای علی ، هجر و صبوری تا به کی / چهارده قرن از تو دوری تا به کی
تا به کی باید ز هجرانت سرود / شعر در وصف شهیدانت سرود
بی تو ای مولا ، دل ما کربلاست / سهم ما از زندگی ، درد و بلاست
عشق در چشمان من گل گاشته / گریه با من ماجراها داشته
خانه ام امشب دوباره ابری است / گریه ، گام آخر بی صبری است
بی تو بر دل مانده زخم صد فدک / کو دو بیتی ، کو جنون ، کو نی لبک
غم مدار ، اما دل ما محکم است / گر چه دنیا سهم ابن ملجم است
ذوالفقارت یا علی میراث ماست / ما به خونخواهی به پا خواهیم خاست
ای علی ، سنگ صبور فاطمه / وارث زخم غیور فاطمه
ای شهید فتنه ی قوم جمله / بهترین تفسیر اخلاص عمل
چشمهایت ای طلوع دلنواز / بر جهان ای کاش می تابید باز
کاش امشب باز باران می گرفت / بغض من راه نیستان می گرفت
کاش امشب درد می آمد فرود / بغض من زخم علی را می سرود
شیعیان ، من داغدار حیدرم / داغدار آن بهار پرپرم
بی علی ، ماییم و اندوهی مدام / روبروی ماست راهی ناتمام
بی علی ، دنیا ندارد اعتبار / وای بر ما ، وای بر این روزگار . . .
.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()

[تصویر:  m6mk9fol07gkzyati4i3.jpg]

اینم واکنش نسبت به نمره




برچسب ها: عکس خنده دار - اسمس - شعر،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()

کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پرو
azh azh: شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم .

ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسن




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()

یکی از مراسمات، بوسیدن است. بدین صورت که یک نفر دهان خود را غنچه کرده به صورت دیگری می چسباند. سپس با فشار اقدام به مکیدن صورت مقابل می کند و سر انجام همراه با مکش دهان، تلاش در جدا نمودن دهان می نماید.

تبصره:

• در اکثر موارد این عمل بصورت دوطرفه انجام می شود.

• بوسه ها گاه دو بار و گاه سه بار انجام می گیرند.

• هنگام ورود به سومین بار بوسیدن، باید موظب بود تا طرف مقابل نیت دوبار را نکرده باشد که در اینصورت اقدام بوسه سوم شما بسیار ضایع کننده خواهد بود.

• بعد از اتمام، خوب است همراه با نگاه به طرف مقابل بخندید.


تازه ها
:

بوسه هوایی: مخصوص خانمها است.بدین صورت که صورت ها به هم چسبیده و هوا را می بوسند. از فوائد اینکار عدم لک شدن صورت در اثر خیس شدن آرایش می باشد.

رگباری : مخصوص آقایان مشدی می باشد. عموما دو بار تکی و بوسه سومی بصورت رگباری تا آنجا که نفس فرد اجازه می دهد، می باشد.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()
آقا، یک فیش محبت کن به من. (بجای: محبت کن به من بده.)

زحمت این گونی رو بکش .(خلاصه شده: زحمت حمل این گونی رو بکش)

آدرس بیمارستان رو لطف کنین.(عوض: آدرس بیمارستان رو لطف کنین بدین)

این پولها رو بیخیال شو.(جایگذین: برداشتن این پولها رو بیخیال شو.)

و...

خب؛ اگه علاقه به اختصار اینچنینی دارید، فرهنگستان ما هم چند تا جمله پیشنهادی داره:

آقای راننده، مصیبت بقیه پولم رو تحمل کن.

آقای کتاب فروش؛ یه کتاب به من عشق بورز.

منصرف شدم.آقای کتاب فروش دیگه محبت نکنین.

آقای نانوا؛ دو تا خاشخاشی خودت رو به دردسر بنداز.

بی زحمت زجر یه کیلو نخود رو بکشین.

عاشق یک خودکار بصورت قرضی به من میشین؟

آقای میوه فروش، سختی سه تا موز رو متحمل بشین.

استاد لطفا به مهلکه توضیح این قسمت بیافتید.

خسته نباشی لطفا فشار خربزه رو تحمل کنین.

ببخشین. ممکنه خودکار منو دوست داشته باشین؟

دیگه نمی خوام. از خودکارم متنفر شین.

جناب، دو تا بوقلمون ابراز علاقه کن.

اوخ پولش رو نیاوردم. لطفا عشق بوقلمون رو از دلت بیرون کن.





دنبالک ها: اسمس - جوک - شعر،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()

نامه کامبیز:

سلام مامی !
حس خوبی ندارم.
مامی از اینجا داره بو میاد نمی دونم واسه چیه . پسر ها می گن بوی جورابه.
 اما جورابهای اینا با مال من خیلی فرق می کنن. مال اونا بلنده اما مال من همه آستین کوتاهن. تازه اش هم رنگ جورابهای من یا صورتیه یا قرمز.اما مال اینا همشون سیاه هستند.خیلی سیاه. چرک چرک.انگار می خوان با بوی کثافتی که از جورابهاشون بلند میشه حشرات موزی که این ورا زیادم هست رو فراری بدن.
هم اینکه مال اینا هواکش داره اما مال من نداره. چرا؟ منم هواکش می خوام.
مامی جونم؛ صد تا عذر می خوام ازت چون اولین نامه ام رو با بوی جوراب عطرافشانی کردم. آخه احساساتم اینجا به هم ریخته. میتونی درکم کنی؟
وای مامی دارن خاموشی رو می زنن. من می ترسم.بهتره برم زیر لحاف و تا صد بشمارم شاید زودی خوابیدم.
می بوسمتون. صورت پافی رو هم یه بوس بنداز. مواظب توله هاش هم باشین. مواظب خودتون هم همینطور.

نامه اژدرخان:

سیلام ننه. ننه اونجایی؟
پس چی شد؟ گرار بود خبری از دختر حمساده بهم بدی. بحت گفتم اگه اون ابی حقه باز اونو بگیره هم خودمو می کشم هم طو رو و هم دخطر همسایه رو.
ننه. یادته تو دعوا با ابی یکی از انگشتام نصفش کنده شده بود و داشت لق می زد؟ یه آشغالی هم مثل اون کسافت اینجا بود و مجبور شدم باهاش گلاویز شم. حالا دیقه اون انگشتم لق نمی زنه.
من رفتم بکپم. تو هم برو…
راستی یه ماچ گلمبه هم به خرمون بنداز.




برچسب ها: جوک - اسمس - شعر،
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مرداد 1391 توسط na30im | نظرات ()
اگر دریای دل آبیست تویی فانوس
زیبایش اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم
و معنایش تو یعنی دسته ای گل را از آن
سوی افق چیدن تو یعنی پاکی باران تو
یعنی لذت دیدن تو یعنی یک شقایق را به
یک پروانه بخشیدن تو یعنی از سحر تا
شب به زیبایی درخشیدن تو یعنی یک
کبوتر را زتنهایی رها کردن خدای آسمان ها
را به آرامی صدا کردن
تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و
یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه
خندیدن اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج
زیبایی کنارم هستی و هر شب به خوابم باز
می آیی اگر هرگز نمی خوابند دو چشم
سرخ و نمناکم اگر در فکر چشمانت
شکسته قلب غمناکم
ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز
اینجاست میان سایه روشن ها دل شیدای
من تنهاست نباید زود می رفتی و از دل
کوچ می کردی افق ها منتظر ماندن که از
این راه برگردی اگر یک آسمان دل را به
قسط عشق بردارم میان عشق و زیبایی
تورا من دوست می دارم



درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به گروه نسیم چت می باشدامیدوارم لحظات خوشی را در این مکان سپری نمایید
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
چند درصد زندگیت رو اینترنت میچرخه






نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
User Login Code :

master login Code :

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به گروه نسیم چت می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ